تبلیغات
افسوس.....مردی و مردانگی هم افسانه شد - مطالب مرداد 1395
سر سطر بنویس.......؟؟؟
جوانها در زندان ....!!
دختران حامله ،........!!
مادران دق مرگ ........!!
پدران سگ دو برای نان......!!



بنویس.........؟؟؟
بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد...!
بابا سهمی برای استخدام ندارد...!



بنویس .......؟؟؟
آن بچه سرطان دارد....!
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،
خانه ی آنها پایین شهر است ،
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ،



بنویس......؟؟
تلاش ما بی ثمر است !
صاحب خانه بابا را جواب کرد...!
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟
بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.!



بنویس......؟؟؟
نماز قضا دارد....... اما سفره ما غذا ندارد...!
بنویس......؟؟
اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما ...،
سقف خانه ما چکه میکند....!


بنویس.......؟؟؟
پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...! اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..!



بنویس......؟؟؟
در سرزمین من همه..؟؟
یا سنگ میفروشند ...!
یا سنگ میزنند ....!
یا سنگ می اندازند ...!
یا سنگ دل اند ...!


بنویس.......؟؟
مادران داغ دارن !
پدران بیمار !
بنویس ......!!
پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ،


جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !
دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند
بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد !

https://telegram.me/joinchat/DOkvrz-G8IypkS6CMk3eBg


شروین...


تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 | 03:33 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 04:28 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
سرکلاس بودیم استاد ازدانشجویان پرسید:این روزها شهدای زیادی رو پیدامیکنن ومیارن ایران...
به نظرتون کارخوبیه؟؟
کیا موافقن؟؟؟کیامخالف؟؟؟؟
.
.
اکثردانشجویان مخالف بودن!!!بعضی ها میگفتن:کارناپسندیه....نبایدبیارن..
بعضی ها میگفتن:ولمون نمیکنن ...گیردادن به چهارتا استخوووون..ملت دیوونن!!"
بعضی ها میگفتن:آدم یادبدبختیاش میفته!!!
.
.
تااینکه استاد درس روشروع کرد ولی خبری ازبرگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...همه ی ما سراغ برگه هایمان رو گرفتیم .....ولی استاد جواب نمیداد...یکی ازدانشجویان باعصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکارکردی؟؟؟شما مسئول برگه های مابودی؟؟؟

استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شماهستم...
استاد گفت:من برگه هاتون رو گم کردم؟؟؟ونمیدونم کجاگذاشتم؟؟؟

همه ی دانشجویان شاکی شدن؟؟؟

استادگفت:چرا برگه هاتون رو میخواین؟

گفتیم:چون واسشون زحمت کشیدیم...درس خوندیم...هزینه دادیم...زمان صرف کردیم...
هرچی که دانشجویان میگفتن ...استاد روی تخته مینوشت...

استادگفت:برگه های شمارو  توی کلاس  بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه؟

یکی ازدانشجویان رفت و بعدازچنددقیقه بابرگه های ما برگشت ...
استاد برگه ها رو گرفت وتیکه تیکه کرد...صدای دانشجویان بلندشد...

استادگفت:الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین!!!!چون تیکه تیکه شدن!!!!
دانشجویان گفتن:استاد برگه هارو میچسبونیم...

برگه ها رو به دانشجویان داد...وگفت:شما ازیک برگه آچارنتونستید بگذرید
...وچقدرتلاش کردید تا پیداشدن...

پس چطورتوقع دارید مادری که بچه اش رو بادستای خودش بزرگ کرد ...وفرستاد جنگ...
الان منتظره همین چهارتااستخونش نباشه...
بچه اش ومیخواد حتی اگه خاکسترشده باشه...
چنددقیقه همه جا سکوت حاکم شد!!!!!!
وهمه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن...!!!!

تنها کسی که موافق بود ....
دختـــــــرشهیـــــــدی بودکه سالها منتظر باباشه!!!!

https://telegram.me/joinchat/DOkvrz-G8IypkS6CMk3eBg



تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 04:24 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
ما عاشق احمدی نژاد نیستیم. دشمن روحانی هم نیستیم. اما حرف حق زیباست.
 بخونید خیلی جالبه و منتشر کنید

تاریخ : جمعه 15 مرداد 1395 | 10:22 ق.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
تاریخ : جمعه 15 مرداد 1395 | 10:21 ق.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
ﺍﯾﺮﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ
ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ , ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺣﻠﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ، ﺭﻭﺯ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻭﻟﯽ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﺳﺐ ﺷﻤﺮ ﻭ ﯾﺎﺑﻮﯼ ﺣﺮ ﺑﻦ ﺭﯾﺎﺣﯽ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﻫﺴﺘﻦ .
ﺍﺯ ﺁﺧﺮﺕ، ﺍﺯﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ
ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻦ
ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﺶ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﺻﻞ
ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ .

ﻻﻣﺼﺒﺎ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺟﺰﯾﯿﺎﺗﺶ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ
ﻗﺴﻤﺘﺎﯾﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ .
ﺗﻮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﯼ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ
ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺑﺎ ﻧﺎﻟﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ .
ﺗﻮ ﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﮎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺎﻫﺎﺭﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﺎ ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﺵ ﻭﯾﺎ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﺎﺵ ...

ﻓﻘﯿﻪِ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺭﻓﻊِ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﮔﺮﮒ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺷﺪ ، ﺑﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ
ﺯ ﻣﻦ ﻣﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﺧﺎﻧﻢ " ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﻢ
ﺍﺯﻭ ﺑﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﻫﻤﺸﯿﺮﻩ ﺍﺕ " ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﺪ




تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات


یک کارت عروسی جالب دیدم پدری دخترش را عروس کرد و در کارت ارسالی خود اینچنین نوشت:
به نام خداوند ایران زمین
" ﺧﻮﺍﻫﻲ ﻛﻪ ﺟﻬﺎن ﺩﺭ ﻛﻒ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ " .
ﺩﻭﺷﻴﺰﻩ ....ﻭ ﺁﻗﺎﻱ ..... ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻧﺪ!
ﺑﻨﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺟﺸﻦ ﺑﺎﺷﻜﻮﻫﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺟﺸﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻴﻢ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻲ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ . ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺟﻬﺖ ﺍﻃﻼﻉ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ ... ﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﺍﺭﺗﺎﻥ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻳﻢ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺧﺪﺍﭘﺴﻨﺪﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺴﻨﺪﻳﺪ ﻭ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻛﻨﻴﺪ . من پسر کورش بزرگم و همچون اجدادم برخورد می نمایم.
ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺗﻔﻜﺮ !!!

انسانهای واقعی نه پول زیاد دارند نه جایگاه و مقام بالا...
ﺁﻧﻬﺎ ﻗﻠﺒﻲ ﺑﺰﺭﮒ و نگاهی مهربان دارند.

ارسالی از دوسته خوبمون مهرداد




تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | 11:15 ق.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
اینجا شیراز پایتخت عربستان سعودی

معالی - کوی زهرا- ابوالنصر- الحسینی الهاشمی- بنی هاشمی-داعی الله - فرزدقی - فدک - ابوذر غفاری - شقاقیان - طلاب - فتحیه - سجادیه - منصوریه - فضیلت - فلاحت - رسالت- والفجر - یقطین و.......

اینها نامهای خیابانهای بغداد یا ریاض نیست نام خیابان های شیراز شهر شعر و ادب پارسی,,شهر حافظ و سعدی است !!شهر کوروش
 شهر هخامنشیان
 شهر لطفعلی خان زند و زندیان
 شهر فرهنگ غنی پارسیان

به راستی آیا زبان پارسی دارای فقر واژگانی است و در نام گذاری چند خیابان ناتوان است که نام های عربی را روی خیابان ها میگذارند؟
 آیا در کل عربستان یک خیابان را می توانید بیابید که نام پارسی داشته باشد؟
 کسانی که این نامها را بر می گزینند هرگز به گویش سخت این نامها اندیشیده اند؟ چرا هیچ مسولی از هجوم فرهنگ و زبان تازی نگران نیست؟؟
 خیابان داریوش در حکومت گذشته ساخته و نام گذاری شد چرا شهرداری پس از انقلاب نامش را به توحید تغییر داد؟ آیا داریوش به اندازه ابوذر غفاری از این شهر سهم ندارد؟ آیا این اقدام چیزی جز ستیز با تاریخ و فرهنگ کهن این مرز و بوم است؟!




سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…!
مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن...
چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…!
یه شیرین عقل دیگه‌ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…!
مردم جلوی ماشین‌ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…!
عکس شاه رو از روی اسکناس‌ها رو درآورده بودن و با خوشحالی بههم نشون میدادن و نمیدونستن عکس شاه اعتبار اون کاغذ‌ها بود…!
تا اون روز هر دلار هفت تا یک تومانی بود …!
تا اون روز هر تومان کلی ریال با ارزش…!
تا اون روز ایران ما قدرت پنجم نظامی جهان بود
تا اون روزحجاب ازاد و حق مادرامون با ما یکی بود
تا اون روز سپاه دانش بود
تا اون روز پیش آهنگی داشتیم
تا اون روز تغذیه رایگان بود !
تا اون روز برای ادامه تحصیل بورسیه از طرف دولت بهت داده میشد!
تا اون روز ورود ما به همه جای کره خاکی ازاد و بدون دردسر بود!
تا اون روز مسلمان در مسجد و عرق خور در میخانه بود!
تا اون روز مادری در انتظار بازگشت فرزندش از جنگ نبود!
تا اون روز پدری بر سر مزار پسر شهیدش نبود
تا اون روز خیابانها رنگی بود !
تا اون روز خواهرامون تو خیابانها امنیت داشتند!
تا اون روز ورزشکارامون مجبور نبودن آبمیوه بفروشن!
تا اون روز روی کسی اسید نپاشیده بودن
تا اون روز به دختری قبل از اعدام تجاوز نکرده بودن!
تا اون روز بچه ۱۷ ساله اعدام نکرده بودن!
تا اون روز پول نفت خرج لبنان و فلسطین و سوریه و عراق نکرده بودن!
تا اون روز ایرانی اعتبار و احترام و اقتدار داشت!

و سالها گذشت از اون روز….


 

دیگه مردم از شاه بعنوان مَمَد دِماغ یاد نمیکنن
بلکه آه میکشن و میگن خدا بیامرزدش…!
نور به قبرش بباره ایشالله…!
دیگه جان بی‌ارزش شد!
پولها بی‌ارزش شد…!
دلار افسار برید
برکت هم رفت…!
آب و برقی مجانی نشد!
معنویاتمان هم بر باد رفت…!
رقصیدن جُرم شد…!
زیابیی جُرم شد…!
گردش جُرم شد…!
تفریح جُرم شد…!
لباس جُرم شد…!
آرایش جُرم شد…!
مهمانی جُرم شد…!
خوردن جُرم شد…!
نوشیدن جُرم شد…!
نگاه کرد جُرم شد…!
عشق جُرم شد…!
اعتراض جُرم شد…!
ورزش جُرم شد…!
خنده جُرم شد…!
سر در گریبونیم ما خود کرده‌های بی تدبیر..


37 سال دستاورد انقلاب اسلامی :

۹٠٠٠ پزشك بیكار ،٧ میلیون جوان بیكار ، ۸ ملیون آواره دنیا
ازهر١٠ ازدواج ٦طلاق ،٦ میلیون معتاد. ٦٨% افسردگی ،رسیدن سن فحشا به ١۳ سالگی ، فروش سالانه ١٣ هزار كلیه ،٤٢% زیر خط فقر


اهای تو که برای نسل من تصمیم گرفتی و ۳ نسل رو نابود کردی یادت باشه نفرین نسل من و نسلهای بعدی همیشه پشتت خواهد بود هیچ وقت تو را برای نابودی ایرانم نخواهم بخشید !
بابک ایران بان

پاینده باد ایران زمین ❤️



تاریخ : شنبه 9 مرداد 1395 | 12:53 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.