تبلیغات
افسوس.....مردی و مردانگی هم افسانه شد - مطالب - 1394
✘ گریه ی دخـــتـر ✘ عــرش خدا رو میلرزونـه آقا پــــسر گــل هنر نمیکنی که ﺩُﺧﺘــﺮ☞ ﺣـُﺮﻣــﺖ داره ☜ﻧـَـہ↙️ﻟــﺬَّﺕ ✘شمآ 【مامانتو】نفرس تو صفِ نون✘ نمےخواد واسه 【دختر مردم】غیرتے شے.ﭘِﺴَﺮﺟـﻮﻥ ✘. فاحشه ﺑﺂﺯﮯ ﺑُﮑُﻦ ✔️ ⇝ﻭﻟــﮯ ⇜ ﺑﻪ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﻋﺸﻖ فاحشه ﺳﺂﺯـﮯ ﻧـَﮑُـﻦ ☜ ﺁﺩَﻡ ﺑـﺎﺵ ☞ ﺩُﺧﺘَﺮﺟـﻮﻥ ✘ ﺗﻮاﻡْ ﺣَﻮﺍﺳِﺖ ﺑﺎﺷﻪ، ★ ﭘِﺴَﺮﮮ ﮐﻪ ﻋﺎﺷِﻘِﺘﻪ ★ ﻣﯿﺒَﺮَﺗِﺖ ﺧﻮﻧـﻪ ﺑــﺨـﺖْ ✔️ ⇜ﻧـﻪ ⇝ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﮯ ﺭﻭﮮ ﺗَـﺨـﺖ ✘ْ ﺑَــﺮﺍﯼِ ﺟَـــﺬﺑــــ ﺩُﺧﺘــﺮﯼ ﮐـﻪ ﭼِﺸــﻢ ﻭ ﺩِﻟـــــﺶ ﺳﯿــﺮﻩ ﻻِﺯﻡ ﻧﯿﺴﺘــ "ﭘــﻮﻟـﺪﺍﺭ " ﺑﺎﺷـﯽ ﻓَﻘَﻄ ﮐﺎﻓﯿـــﻪ " ﺷَﺨﺼﯿَﺘــ " ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑــﺎﺷـﯽ.»»دُخْــتَــر«« اَگِه یِه ناخُنِشْ بِشْکَنِه❌ 9تایِ دیگِه رو هَم میشکَنِه✖️ حالا حِساب کُن اَگِه دِلِشْ بِشْکَنِه چیکار میکُنِه ✖️پـس حَواسِت باشه✌️ . هِی‌ ✘مشتی✘ اینو تو کَلَتْ فُـــــرو کن ↯.↯|

تاریخ : دوشنبه 17 فروردین 1394 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
یکم این رضاخان میر پنج قلدر که در معمای شاه مثل یک دیو دوسر به نمایش دادنشو بیشتر از منظر تاریخ بشناسیم ﻣﯿﺮﺯﺍ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﺷﺖ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ روسیه ٫ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺷﻮﺭﻭﯼِ ﮔﯿﻼﻥ٬ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﺋﯿﺲ ‌جمهور ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﻨﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺗﻤﺒﺮ ﭼﺎﭖ ﻣﯽﮐﺮﺩ... ﺩﺭ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻣﺮﮐﺰﯼ، ﺍﻣﯿﺮ ﻣﻮﯾﺪ ﺳﻮﺍﺩ ﮐﻮﻫﯽ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ... ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﻭ ﺑﺨﺸﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻝ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ در دست ﺩﻭ ﻃﺎیفه ﺗﺮﮐﻤﻦ ﺑﻮﺩ... ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮﺑﯽ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻣﻌﺰﺯ ﺑﺠﻨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﺍﯾﻞ ﺷﺎﺩﻟﻮ ﺑﻮﺩ... ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﻭ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﻫﻢ ﻣﺮﺯ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻣﺎﮐﻮﺋﯽ ﺑﻮﺩ... ﻏﺮﺏ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺁﻗﺎ ﺳﻤﯿﺘﻘﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺮﭼﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﻣﯽﮐﺮﺩ... ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ در ﺩﺳﺖ عشایر ﺍﯾﻞ بزرگ ﺷﺎﻫﺴﻮﻥ ﻭ ﻫﻤﺪﺍﻥ در ﺩﺳﺖ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩ... ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﺑﻠﻮﭺ ﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ ﺳﺮﮐﺮﺩﻩ ﺑﻠﻮﭺﻫﺎ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽﺯﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﺎﺭ ﺭﺳﺘﻢ ﺩﺳﺘﺎﻥ نیز ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ تجزیه شده ﺑﻪ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪ... ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ استان ﻣﺴﺘﻘﻞِ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ، ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ ﻭﯾﺰﺍ میگرفتند ﻭ حاکم ﺁﻧﺠﺎ (شیخ خزعل زیر تحریک اعراب ) ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﻧﻤﯽﺩﺍﺩ... و خیال جداسازی خوزستان از ایران را داشت. ﺗﺮﮐﻤﻦﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ... ﻣﺮﮐﺰ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺤﻞ ﺟﻮﻻﻥ ﯾﺎﻏﯿﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺷﻮﺭﺷﯽ ﺑﻮﺩ، ﻧﺎﯾﺐ ﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺑﺎﺝ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺟﻨﺎﯾﺘﯽ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺍ ﻣﯽﺩﺍﺷﺖ...! رضاخان جوزدانی و جعفرقلی خان چرمهینی در نجف آباد و لنجان (اصفهان) به راهزنی مشغول بودند ﺷﻤﺎﻝ ﮐﺸﻮﺭ در ﺩﺳﺖ ﺭﻭﺱ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ جنوب ﺩﺳﺖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻫﺎ! ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﺎﭖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣـﻖِ ﺗـﻮﺣـّﺶ، ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻨﺪ... ﺗﺮﺍﺧﻢ ﻭ ﺳﻮﺯﺍﮎ ﻭ ﻣﺎﻻﺭﯾﺎ نه ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩِ ﯾﮏ "ﮐﺸﻮﺭ" ﺑﯿﺪﺍﺩ ﻣﯿﮑﺮﺩ... %95 ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻧﺸﯿﻦ ﯾﺎ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ،ﺁﻥ ﺍﻧﺪﮎ ﺷﻬﺮﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ... %98 مردم ، ﺳﻮﺍﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ و ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩ... ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻣﯿﺮﻓﺘﻨﺪ... ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺑﺎﻧﮏ ﻭ ﺷﯿﻼﺕ ﻭ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﮔﻤﺮﮎ ﻭ ... در ﺩﺳﺖ ﺍﺟﻨﺒﯽ ﺑﻮﺩ... جز راه تهران قزوین و تهران قم ،هیچ راه شوسه ماشین رویی در ایران وجود نداشت و تمام ایران راههای مالرو بود. تصورش رابکنید هیچچچچچ راه اسفالته حتی شوسه ماشین رو یا کالسکه رو وجود نداشت. راه اهن وجود خارجی نداشت. واکسیناسیون وجود نداشت و مردم گروه گروه هرساله از وبا آبله و تیفوس و بیماریهای واگیر میمردند. ایرانیان فقط اسم داشتند و نام خانوادگی نداشتند. چیزی به عنوان شناسنامه و نام فامیلی وجود نداشت. املاک و زمینهای سراسر ایران ثبت نشده بود و چیزی به عنوان سند مالکیت وجود نداشت. دادگاه و دادگستری وجود نداشت و در هر شهر و روستا ملاهای محل قاضی خودخوانده و شرعی بودند و حکم صادر میکردند.جز مکتب هیچ مدرسه ای و دبیرستانی وجود نداشت. کلا 250 نفر در سطح تحصیلات عالی مشغول به تحصیل در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی بودند. ﺍﯾﺮﺍﻥ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻣﺴﺘﻌﻤﺮﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺿﺮﺑﺖ ﺁﺧﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ بودند ، ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻝ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺟﻨﻮﺏ...؟! ﻭ .... ﻫـﻨﮕـﺎﻣـﯽ ﮐـــﻪ رضا شاه ﻣـﯽرفت برای ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﻭ ﺳﭙﻪ ، ﺍﺭﺗﺶ ﻧﻮﯾﻦ ، (ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ،ﻫﻮﺍﯾﯽ،ﺯﻣﯿﻨﯽ) ﺭﺍﺩﯾﻮ ، ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻣﺪﻧﯽ ، ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ ﺳﺮﺍﺳﺮﯼ ،کارخانجات صنعتی و نساجی و قند سازی و سایر ﺻﻨﺎﯾﻊ، اسلحه سازی. موزه ایران باستان.ﻓﺮﻫﻨﮕﺴﺘﺎﻥ زبان فارسی، ﮊﺍﻧﺪﺍﺭﻣﺮﯼ و پلیس، شهربانی. اگاهی. ﺩﺍﻧﺸﺴﺮﺍﯼ ﻋﺎﻟﯽ ، دانشگاه تبریز و مازندران و تهران وسایر ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ های دولتی ، ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎی دوموتوره ﺳﺎﺯﯼ ، ﺛﺒﺖ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ثبت ﺍﺣﻮﺍﻝ ، شیرخورشیدسرخ(هلال احمرفعلی) ﺑﯿﻤﻪ ایران ، ، فرودگاه ، ﻓﺪﺭﺍﺳﯿﻮﻥ های ورزشیﻭ..... ساخته بود.در هر شهر یک بیمارستان.یک دبیرستان. بانک. کلیه ادارات دولتی به سبک نوین. 16000 کیلومتر راه شوسه و 7000 کیلومتر راه اهن ساخت. تمامی شهرهای ایران به هم وصل شدند.کلیه سکنه ایران سرشماری شدند . چندین نوبت و طی چند سال کلیه نفوس ایران واکسیناسیون و مایه کوبی شدند. بطوریکه مرگ و میر ناشی از بیماریهای واگیر طی 10 سال هزار برابر کاهش یافت. وبطور کلی ایراد از توحش و خرابی محض وارد عصر تمدن گشت. و در تمامی این موارد روحانیون مخالف بودند. باطرح اموزش همگانی با طرح خدمت وظیفه همگانی و حتی با طرح واکسیناسیون عمومی به بهانه های واهی از جمله دخالت در تقدیر و سرنوشت انسانها مخالف بودند. اما رضا شاه یک تنه ملتی را از ذلیل بدبختی به دوران ترقی رساند همه اینها فقط و فقط در 16 سال از 1304 تا 1320 شمسی. تعداد دانشجویان به 17000 نفر رسید. صدها تن از انها به خرج دولت رضا شاه به اروپا برای تحصیل فرستاده شدند. مکاتب ممنوع شد و اموزش اجباری و رایگان درمدارس دولتی در ساسر ایران بوجود امد. همه و همه در فقط 16 سال.

تاریخ : دوشنبه 17 فروردین 1394 | 02:04 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
1441297895036643.jpeg
..

شعرِ آقای شاعر :

.

وقتی که چادر می‌کِشی یعنی که مَحرم نیستم

.

من عاشقم صِرفاً همین رفتارِ محجوبانه را

.

پاسخِ بانوی شاعر :

.

وقتی که رو کج می کنی یعنی که مَحرم نیستم

.

من هم فقط عاشق شدم این غیرت مردانه را

..
1441976660465270.jpg
..

نگـاهِ تــو که می تـابد

.

دل ، هـزار رکعت رؤیـا را قامت می بندد

.

به قربة اِلـی العشــق














سلام
خسته نباشید
گروه رسمی سایت ما افتتاح شد
بهمون سر بزنید
ممنون
https://telegram.me/joinchat/CbRCyA...Wer_8FVoIw




تاریخ : شنبه 8 فروردین 1394 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.